![]() |
![]() |
|
| پندارنیک.گفتارنیک.رفتارنیک |
|
هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه بامابودازمامی گریخت
چندروزی است حالم دیدنیست حال من ازاین وان پرسیدنیست گاه برروی زمینزل می زنم گاه برحافظ تفعل می زنم حافظ دیوانه حالم راگرفت یک غزل امد که حالم راگرفت گفت:ما ز یاران چشم یاری داشتیم خودغلط بودانچه می پنداشتیم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 21:47 توسط fardin |
|
|
به مجنون زدشبی لیلی sms که اخرتابه کی تاخیروفس وفس اگرعقدم نخوانی سال جاری روم تهران شوم دخترفراری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 21:29 توسط fardin |
|
|
سلام ایرونیای باغیرت.این شعروتقدیم میکنم به همتون
ای نورچشم من سخنی هست گوش کن تاساغرت پراست بنوشان ونوش کن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:43 توسط fardin |
|
|
سلام برعزیزان بیننده ی سایت من امیدوارم حال همتون خوب باشه این وبلاگ تازه تاسیسه منتظرنظرات ارزشمند شما درراستای چگونگی طراحی وبلاگم هستم باتشکر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 14:45 توسط fardin |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 |
|
RSS
|